محمدتقى نورى

118

اشرف التواريخ ( فارسي )

خلاصه محمّد اسحاق خان سردار و محمّد خان بيگلربيگى كه سابقا در نيشابور شرفياب حضور شاهزادهء منصور شده ، به نوازش و مكارم خسروى و تشريفات گران‌مايه سربلندى يافته ، به محاصرهء ارض اقدس مأمور گرديدند ، « 1 » در همان شب داخل شهر و شهزادهء كامكار چند نفر از نسقچيان و جارچيان را در شهر تعيين فرمود كه برحسب « 2 » حكم مطاع لازم الاتباع مردم از نهب « 3 » و تاراج و بىحسابى منع و جار كشيده ، شهريان را به مراحم خسروانه اميدوار و مطمئن سازند . « 4 » در همان شب سردار محمّد اسحاق خان و محمّد خان بيگلربيگى تهنيت فتح ارض اقدس و مبارك‌بادى « 5 » تسخير آن بلدهء مقدس را به عرض شاهزادهء « 6 » نامدار رسانيده و آن حضرت بعد از انضباط « 7 » و تعيين مردم شايسته ، خاطرجمع به جهت تشخيص ساعت ورود و مراجعت به معسكر خود نموده ، صباح آن مردم شهر را از وضيع و شريف طلبيده همگى را مستوش و « 8 » مستظهر به عنايات « 9 » شاهنشاه فريدون‌فر ساخته و هريك را على قدر مراتبهم نواخته ، به رتق‌وفتق « 10 » امر شهر و التيام « 11 » دلهاى شكستهء اهالى آن بوم و بر پرداختند . ذكر نزول رايات نصرت آيات به خطهء ارم بيّنات و استشراف شاهزادهء و الا صفات به روضهء عرش درجات به توفيق « 12 » حضرت واهب العطيّات « 13 » صبحگاهان كه نسيم سحرخيز روح‌پرور هزيمت لشكر شب ظلمت‌زدا را به مسامع جلال سلطان كشورستان اقليم خاور و زيب‌افزاى مسند چارم كشور رسانيد . « 14 » طليعهء خورشيد مرصّع چتر « 15 » ملمّع بدن و رايت آفتاب زرين جناح مشعشع تن از گريوهء افق لواى

--> ( 1 ) . مج : گرديده بودند . ( 2 ) . مج : نموده كه به امضاى . ( 3 ) . مج : مردم را از تاخت . ( 4 ) . مج : شهريان را مطمئن و به مراحم خسروانه اميدوار و به مكارم خديوانه قرين استظهار سازند . ( 5 ) . مج : مبارك‌باد . ( 6 ) . مج : مقدس به دربار شهزاده . ( 7 ) . مج : انضباط دروازه . ( 8 ) . ملك : مستوثق ؛ مج : « مستوش و » ندارد . ( 9 ) . مج : به عنايت . ( 10 ) . مج : به انضباط . ( 11 ) . مج : مرمت . ( 12 ) . مج : و توفيقات . ( 13 ) . مج : از « به روضه . . . » تا اينجا در حاشيه آمده است . ( 14 ) . مج : هزيمت شب مشكين را به مسامع جلال مهر انور و سلطان اقليم خاور رسانيد . ( 15 ) . مج : بال .